سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
نور

نور

   1   2   3   4   5   >>   >

سلام مهربون


تنها ، خسته و نا امید رفت کنار برکه وسط جنگل.


دیگه از تلاش های بی نتیجه اش خسته شده بود.


به خودش گفت :


آخه توی این چند ساله یه روزنه امید هم ندیدم.


همه رشد کردند و به جائی رسیدند و فقط منم که باید درجا بزنم.


پس فریاد زد :


من خسته ام ، دیگه نمی خوام زندگی کنم.


جنگلبان پیر که صدای اونو شنیده بود اومد سراغش و گفت :


پسرم یه نگاهی به اطرافت بنداز و سرخس ها رو ببین.


اونها زود رشد می کنند و همه جا رو می پوشونند.


حالا اون بامبوهای سر به فلک کشیده رو هم نگاه کن.


بامبو وقتی کاشته می شه تا چهار سال هیچ اثری ازش دیده نمی شه.


و در سال پنجمه که جوانه کوچیکش از دل زمین می یاد بیرون.


در تمام اون چهار سال ، فقط ریشه های بامبو در زمین پیشروی می کنند و محکم می شن و خودشون رو آماده یه اتفاق بزرگ می کنند.


و در سال پنجم چوانه قد می کشه و در عرض شش ماه ارتفاع اون به سی متر می رسه!


پسرم خوب فکر کن.


تو می تونی توی زندگیت مثل سرخس باشی و بی دردسر جلوه گری کنی.


و می تونی در کنار تمام تلاش هائی که برای رشد و شکوفائیت انجام می دی ، مثل بامبو صبر و تحمل داشته باشی تا یکدفعه آنچنان قد بکشی که چشم همه رو خیره کنی.


حالا فکر نمی کنی صبوری و امید داشتن به سپیده دمی که درست در اوج تاریکی و سرما سروکله اش پیدا می شه بهتر باشه؟


پس...!


منبع: kht.ir




نوشته شده در تاریخ جمعه 2/10/90 توسط



نوشته شده در تاریخ جمعه 13/8/90 توسط

مهربان خدای خوب من


 بخاطر آرامشی که ارزانی ام داشتی از تو ممنونم


 بخاطر رفع همه دغدغه ها ؛ و امنیتم از تو ممنونم


 بخاطر جسم سالم و نشاط و شادابیم از تو ممنونم


 بخاطر نیت پاک و قلب مهربانم از تو ممنونم


 بخاطر آگاهی و دانائیم از تو ممنونم


 بخاطر گذشت و بخششم از تو ممنونم


 


 مهربان خدای خوب من


 بخاطر امیدواری به لطف بی پایانت از تو ممنونم


 بخاطر رزق و روزی حلال و فراوانم از تو ممنونم


 بخاطر همنشینی با خوبانت از تو ممنونم


 بخاطر خانواده خوبم از تو ممنونم


 بخاطر توفیق بندگیم از تو ممنونم


 بخاطر زندگی جدیدم از تو ممنونم


 بخاطر میل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم


 بخاطر وجود شکرگزار و سپاسگزارم از تو ممنونم


 


 ای خالق دلسوز و مهربان


 از تو برای همه آرامش الهی می طلبم


 برای همه سلامت و تندرستی می طلبم


 برای همه دلی شاد و قلبی مهربان می طلبم


 برای همه گشایش امور می طلبم


 برای همه توفیق هدایت الهی می طلبم


 و برای همه معنویت روزافزون می طلبم


 


 خدای قادر من


 هم اکنون به لطف بی کرانت


 همه چیز و همه کس


 نوانگرم می سازند


 و باور دارم


 قدرت بی پایان تو


 و دست مهر و یاریت


 به همراه لطف سرشارت


 از بهترین و رضایت بخش ترین راه ها


 در همه مسائل زندگی


 به یاریم می شتابد


 پس آسوده خاطر


 اداره عالی همه امورم


و گشایش همه مسائلم را 


 به اراده قدرتمند تو می سپارم


 


 بارالها


 به تو قول می دهیم


 و بر سر این تعهد می مانیم


 که هر روزمان


 به لطف و توفیق تو


 بهتر از روز قبل باشد


 و نه برداشت منفی کنیم 


و نه کلام منفی بر زبان بیاوریم


 و نه ناسپاسیت کنیم



 منبع: kht.ir


سایت دکتر شاهین فرهنگ




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20/7/90 توسط

سلام مهربون


فروشنده تعدادی بچه گربه رو از نژادی نسبتا خوب گذاشته بود واسه فروش.


پسر بچه رفت سراغش و گفت :


می خوام یکی از اونها رو بخرم.


و جواب شنید :


چون اونها نژاد خوبی دارند ، کمی گرون هستند.


پسرک مشتش رو باز کرد و پول خردهاش رو نشون داد و گفت من فقط 29 سنت دارم.


فروشنده سرش رو تکون داد و گفت :


 متاسفم ، اونها خیلی گرون تر از این این حرف ها هستند.


پسرک با صدائی که پر از اندوه بود خواهش کرد :


پس فقط اجازه بدید یه نگاهی بهشون بندازم.


و بعد از قبول کردن فروشنده ، رفت سراغ محوطه نگهداری حیوان ها و چهار تا بچه گربه رو دید که با هم بازی می کردند.


در همین لحظه صدائی در کنار محوطه توجه اونو جلب کرد.


به اون نقطه خیره شد و بچه گربه لاغری رو دید که یکی از پاهاش معیوب بود و لنگ لنگان راه می رفت.


چشم هاش برقی زد و رفت سراغ فروشنده و در حالی که بچه گربه رو نشون می داد گفت :


آقا می شه خواهش کنم اونو به من بفروشید؟!


و پاسخ شنید که :


پسرم اون لنگ و لاغره و به سختی راه می ره و نمی تونی باهاش بازی کنی.


پسر کوچولو که چشم هاش می درخشید ، شلوارش رو بالا زد و پای مصنوعیش رو نشون داد و با صدای لرزان گفت :


اون به کسی نیاز داره که درکش کنه.


و اشک پهنای صورتش رو پوشوند.


فروشنده گفت :


برو بغلش کن و ببرش ، اونو بخشیدم به تو.


 


 


عزیز دلم ؛ اگه خوب به دور و برمون نگاه کنیم آدم های تنهائی رو می بینیم که نیاز دارند دیده و درک بشن.


کسائی که هر کدوم واسه خودشون منحصر به فرد و استثنائی اند.


کسائی که تشنه محبتند و جز یه نگاه پر از مهر چیزی نمی خوان.


مهربون ؛ بیا به هم قول بدیم از همین امروز چشمامونو بهتر و بیشتر باز کنیم و خوب خوب دور و برمون رو نگاه کنیم ، آخه شاید :


دلی باشه که بتونیم سیرابش کنیم.


رد اشکی باشه که بتونیم پاکش کنیم.


دستی باشه که بتونیم بگیریمش به مهر.


اخمی باشه که بتونیم بدلش کنیم به لبخند.


شاید...!


فقط کافیه درک کنیم نه طرد.


                                                    داداش شاهین


منبع: kht.ir


خانه ی تحول دکتر فرهنگ




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 14/7/90 توسط

نظرجالب یک خانم"چادری"درمورد رنگ مشکی


وقتی مشکی مد باشه به روزه!

وقتی رنگ مانتو و شلوار باشه خوبه!

وقتی رنگ عشقه خیلی خوبه!

وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه!

وقتی لباس شب های مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد

بد شد!

افسردگی می آورد!

دنبال حدیث و روایت می گردند

که رنگ مشکی مکروهه!

مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

***

دوست دارم چادر مد شود

مشکی رنگ عشق باشد

عشق به خدا بدون افسردگی!

 

منبع: khanoomgol.com



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17/5/90 توسط
   1   2   3   4   5   >>   >
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : [443]
نویسندگان وبلاگ :
ریحانه (@)[422]


هر کجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق‍، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس